اخبار مهم
Home / نوزاد / ژنتیک، خلق و خوی کودک را می سازد یا تربیت؟
3591_238.jpg

ژنتیک، خلق و خوی کودک را می سازد یا تربیت؟

روزنامه شرق: بدون توجه به ساختار ژنتیك فرزند شما، كاری كه در مقام پدر یا مادر انجام می دهید فوق العاده اهمیت دارد چرا كه برخورد شما بر چگونگی ابراز ژن ها تاثیر دارد.
 
می دانیم كه ژن ها مثلاً بر هوش كودكان تاثیر می گذارند اما در كنار آن هم می دانیم كه اگر والدین مرتباً برای فرزندانشان كتاب بخوانند هوش كودك افزایش می یابد.
 
 
به نظر می رسد هر روز چیزی درباره جنبه هایی از طبیعت انسان كشف می شود كه ربطی به ژن ها دارد. كتاب های بسیاری درباره گستره ای كه ژن ها تعیین می كنند ما كه هستیم منتشر شده است كه می تواند ما را شگفت زده كند كه آیا پدر و مادرها اصلاً با هم تفاوتی در این دارند كه فرزندان شان چطور از كار درآیند.
 
اما تفاوت بسیاری هست بین اینكه بگوییم ژن ها مهم هستند (كه درست هم هست) و اینكه بنابراین پدر و مادرها با هم فرقی ندارند (كه درست نیست).
 
شكی نیست كه كودكان میل به رشد در جهات معینی را به ارث می برند. بعضی بچه ها پرخاشگرتر از بقیه هستند در حالی كه بعضی ها خجالتی تر از بقیه اند.
 
بعضی بچه ها از نظر ژنتیكی به برون گرایی تمایل دارند و بعضی ها درون گراترند. اما تفاوت بزرگی بین این هست كه بگوییم شخصیت كودك «تحت تاثیر» ژن هایش است تا اینكه بگوییم ژن ها شخصیت او را «مقدر» كرده اند.
 
بگذارید از آنچه می خواهم بگویم تصویری به دست بدهم. همه ما افرادی را می شناسیم كه استعداد چاقی دارند و دیگرانی را هم می شناسیم كه خیلی خیلی غذا می خورند اما چاق نمی شوند.
 
اما این موضوع به این معنا نیست كه سرنوشت افراد گروه اول چاقی است و گروه دوم ناچار به لاغری مداد باقی می مانند. بلكه به این معنا است كه گروه اول برای اینكه چاق نشوند باید از رژیم كم چربی تر پیروی كنند و نسبت به گروه دوم ورزش را جدی تر بگیرند.
 
به همین ترتیب كسی كه از لحاظ ژنتیكی مستعد كم رویی است می تواند اجتماعی بودن را یاد بگیرد اما این كار برای او بیشتر از كسی طول می كشد كه ساختار ژنتیكی متفاوتی دارد.
 
همین منطق در مورد پرورش كودكان هم صدق می كند. روشی كه هر كودك طبق آن بار می آید، بر چگونگی طبیعت ژنتیكی او تاثیر می گذارد.
 
مطمئناً مشكل است (اما نه غیرممكن) از كودكی كه استعداد خجالتی بودن را به ارث برده، كودكی پرخاشجو بسازیم یا برعكس. اما اینكه كودكی كه مستعد پرخاشگری است در زمین بازی قلدر باشد یا بازیكن هاكی معقولی باشد با این مشخص می شود كه چگونه تربیت شده است نه از طریق ژن هایش.
 
محیط مشخص می كند تمایل ژنتیك كودك به كم رویی با كناره گیری دردناك او از سایرین بروز یابد یا فقط نسبت به سایر كودكان كم حرف تر باشد.
 
كودكانی كه به صورت ژنتیك پرخاش جو هستند نیاز به كمك والدین شان دارند تا یاد بگیرند چگونه پرخاشگری خود را كنترل كنند و كودكانی كه به كم رویی گرایش دارند به تشویق بیشتری نیاز دارند تا بر خجالتی بودن خود غلبه كنند.
 
به عبارت دیگر، تجلی نهایی خلق و خوی ژنتیك فرزند شما بستگی به چگونگی پرورش او دارد نه فقط به DNA او.
 
بدون توجه به ساختار ژنتیك فرزند شما، كاری كه در مقام پدر یا مادر انجام می دهید فوق العاده اهمیت دارد چرا كه برخورد شما بر چگونگی ابراز ژن ها تاثیر دارد.
 
می دانیم كه ژن ها مثلاً بر هوش كودكان تاثیر می گذارند اما در كنار آن هم می دانیم كه اگر والدین مرتباً برای فرزندانشان كتاب بخوانند هوش كودك افزایش می یابد.
 
والدین توانایی دارند بر شخصیت، علایق، اخلاق، هوش، رفتار و ارزش های فرزندشان تاثیر بگذارند، می توانند بر امیال و بی میلی های فرزندشان تاثیر بگذارند، می توانند بر چگونگی رفتار فرزندشان در خانه، مدرسه و با دوستان تاثیر بگذارند، می توانند بر این تاثیر بگذارند كه فرزندشان مهربان و باملاحظه باشد یا بدجنس و خودخواه. هیچ چیزی بیش از رفتار والدین بر رشد كودك تاثیر نمی گذارد، حتی ژن های او.عملكرد شما اهمیت دارد. این جمله را هر روز به خود بگویید.
 
بچه ها هر چه ببینند یاد می گیرند
 
آیا تا به حال وقتی در آینه نگاه می كردید متوجه یكی از حالات چهره والدین تان در عكس العمل های خود شده اید؟ آیا تا به حال به صدای خود دقت كرده اید كه دارید چیزی به فرزندتان می گویید كه وقتی كوچك بودید پدر یا مادرتان به شما می گفتند؟
 
آیا هیچ وقت دقت كرده اید چه بسیار رفتارها، عقاید و عادت های مشابه با والدین تان در زمان كودكی شما هست حتی آنها كه قسم می خوردید كه وقتی بزرگ شدید فرق داشته باشید؟
 
حال كه خود پدر یا مادر شده اید، ورق برگشته است. فرزند شما درست همان حالات چهره، عقاید و عاداتی را از شما می آموزد كه شما از والدین خودتان یاد گرفته اید و در بسیاری موارد نه شما و نه فرزندتان از الگویی كه تكرار می شود آگاه نیستید.
 
شما همیشه روی صحنه هستید.فرزندتان در جایگاه تماشاچیان قرار دارد، درست همانجا در ردیف اول.ظرفیت كودكان برای تقلید از والدین آن قدر زیاد است كه دانشمندان اكنون بر این تصور هستند كه این موضوع بخشی از تاریخ تكامل نوع بشر است.
 
مثلاً اگر نوزاد چندروزه ای را طوری بغل كنید كه حواسش كاملاً متوجه صورت شما باشد و به او زبان درازی كنید او هم به شما زبان درازی می كند.
 
تقلید از بزرگ ترها، به خصوص والدین، بخشی طبیعی از آن چیزی است كه هم اكنون هستیم. در حقیقت، توانایی كودكان در یاد گرفتن از طریق دیدن بسیار پیشتر از توانایی آنها برای یادگیری از تلاش افراد برای آموزش عمومی به وجود آمده است.
 
با این حال، زیر نظر گرفتن اعمال والدین چیزی بیش از «تقلید طوطی وار» است. یكی از راه هایی كه كودكان با آن درباره دنیا اطلاعات به دست می آورند این است كه از رفتار بزرگسالان اطراف خود سر دربیاورند. بچه ها قبل از آنكه به حرف بیفتند علائمی از والدین شان دریافت می كنند تا بفهمند جایشان امن است یا در خطرند.
 
وقتی غریبه ای به نوزاد نزدیك می شود مثلاً وقتی با كودك هفت ماهه تان بیرون از خانه هستید و كسی جلو می آید كه بگوید دختر یا پسرتان چقدر خوشگل است معمولاً كودك پیش از تصمیم گیری، برای اینكه ناراحت شود یا بی تابی كند به شما نگاه می كند.
 
اگر شما مضطرب و عصبی باشید احتمال اینكه وقتی غریبه نزدیك می شود كودكان گریه كنند یا بترسند بیشتر از زمانی است كه شما خوشحال باشید و رفتار صمیمانه ای داشته باشید.
 
همچنین هنگامی كه كودك شش ماهه ای در اتاق چهار دست و پا می رود معمولاً مكثی می كند، سرش را بر می گرداند و پیش از ادامه سفرش منتظر پیغامی از مادرش می ماند. با این كار علاوه بر اینكه مطمئن می شود مادر هنوز در اتاق است، سعی می كند از روی حالت چهره مادرش بخواند كاری كه می خواهد انجام دهد خطری ندارد.هنگامی كه كودك شما به كشف دنیا می پردازد چه پیغام هایی برای او ارسال می كنید؟
 
پدر و مادرها همیشه به پیغام های ظریفی كه از طریق عمل و احساس شان با فرزندان شان ارتباط برقرار می كنند آگاه نیستند. اگر بچه مهدكودكی شما از درختی بالا برود نگاه وحشت زده شما هم به او می گوید كه ترسیده اید و هم وضعیت طوری است كه او هم باید بترسد.
 
اگر شما با لبخندی بر لب زیر همان درخت بایستید كودك شما استنباط كاملاً متفاوتی دارد. این موضوع یكی از دلایلی است كه والدین مضطرب معمولاً فرزندان مضطربی بار می آورند. فقط این نیست كه اضطراب به ارث می رسد (بخشی از آن اینگونه است) بلكه این اضطراب مسری هم هست و كودكان به خصوص در برابر احساساتی كه والدین شان انتقال می دهند آسیب پذیرند.
 
همین طور كه كودكان بزرگ می شوند برای راهنمایی شدن در محدوده گسترده موقعیت ها و نه فقط برای تشخیص امن بودن یا نبودن به والدین خود نگاه می كنند.
 
مثلاً اگر كودك شما ببیند شما و همسرتان همواره اختلافات تان را با داد و فریاد یا با درگیری فیزیكی حل می كنید فرزندتان به این باور می رسد كه بهترین راه رفع اختلاف نظرهایش با شخص دیگر مشت زدن به اوست.
 
برعكس اگر شما و همسرتان به ندرت صدای تان را به روی هم بلند كنید، احتمالاً فرزندتان در ارتباط با دیگران به این تاكتیك متوسل نخواهد شد.
 
والدینی كه به فرزندانشان می گویند نباید كسی را بزنند اما خودشان پرخاشگری فیزیكی می كنند ممكن است شگفت زده شوند كه فرزندان شان این كار را در روابط بعدی خود با دوستان یا اعضای خانواده شان تقلید كنند.
 
این موضوع یكی از دلایلی است كه كسانی كه مورد بدرفتاری جسمی قرار گرفته اند بیشتر احتمال دارد در بزرگسالی با همسر یا فرزندان خود رفتار خشنی داشته باشند.
 
همچنین كودكان مستعد الگوی رفتاری پدر و مادرشان هستند. زیرا تمایل شدید و تقریباً مادرزادی به این دارند كه وقتی بزرگ شدند درست عین پدر و مادرشان باشند.
 
اگر وقتی بچه ها بازی می كنند به دقت به حرف های آنها گوش كنید، به تمایل شدید كودكان به تقلید رفتار والدین شان پی می برید. برای هیچ پدر یا مادری شنیدن عین جملات خودش از دهان فرزندش حین بازی با كودك دیگر عجیب نیست.
 
(البته وقتی جملات او بامزه یا عاقلانه است لبخند می زنید و احساس غرور می كنید اما اگر صحبت های او پر از كلمات زشت باشد موضوع فرق می كند.) كودكی كه عروسكش را با گذاشتن در اتاق دربسته، امتناع از عشق ورزیدن یا تنبیه بدنی مجازات می كند احتمالاً خودش همین طور تنبیه شده است.
 
كودكی كه برای حیوانات عروسكی خود با صدای آرامش بخشی قصه می گوید احتمالاً دقیقاً به همین روش آرام شده است یا حداقل خواهر یا برادرش را دیده كه به این روش آرام شده اند.
 
وقتی بچه ها ادای پدر و مادر بودن را درمی آورند معمولاً همان تربیتی را كه بر آنها به كار گرفته شده یا شاهد آن بوده اند تقلید می كنند.