اخبار مهم
Home / کودک / ویژگی مهد کودک استاندارد
20528_400.jpg

ویژگی مهد کودک استاندارد

ایران: شاید اگر پس از آن كه «آمادئوس موتزارت» نخستین نت موسیقی خود را نوشت، پدرش یادداشت نمی كرد: «این قطعه، ۳ روز قبل از پنجمین سالگرد تولد پسرم نوشته شده است» ما هیچ گاه نمی دانستیم كه نخستین نت موسیقی این موسیقیدان برجسته در ۵ سالگی اش نوشته شده است. شاید اگر پس از آن كه «آمادئوس موتزارت» نخستین نت موسیقی خود را نوشت، پدرش یادداشت نمی كرد: «این قطعه، ۳ روز قبل از پنجمین سالگرد تولد پسرم نوشته شده است» ما هیچ گاه نمی دانستیم كه نخستین نت موسیقی این موسیقیدان برجسته در ۵ سالگی اش نوشته شده است. اما او در حقیقت از ۳ سالگی به همراه خواهرش تحت آموزش پدر قرار گرفته بود و پس از نگارش نخستین نت موسیقی، پدر از وظایف دیوانی اش كاست تا هر چه بیشتر به آموزش و پرورش فرزند نابغه اش بپردازد.

این همه در حالی است كه ۷ سال از گرانبهاترین و ارزشمندترین دقایق عمر كودكانمان، اغلب به رهاشدگی طی می شود. آموزش پیش دبستانی، مهد كودك ها و كودكستان ها به معنای تحمیل زودرس آموزش نیست بلكه به معنای پرورش و شناخت استعدادها، خلاقیت، نوآوری و آموزش مهارت های زندگی به كودكان در پربارترین و بنیادی ترین سال های عمر آنان است و البته شق دیگری نیز وجود دارد و آن تجهیز و ارتقای مهدكودك ها و تخصصی تر كردن وظایف آنهاست. نخستین كودكستان جهان در سال ۱۸۳۷ در آلمان دایر شد. در ایران نیز به صورت پراكنده در سال ۱۲۹۸ خورشیدی میسیونرهای اروپایی و اقلیت های مذهبی نخستین كودكستان ها را تأسیس كردند. در سال۱۳۰۳ نخستین كودكستان به نام «باغچه اطفال» به همت جبار عسكرزاده دایر شد. او محبت و مهربانی را سرلوحه فعالیت های آموزش خود قرار داد. با این حال این نخستین باری بود كه آموزش كودكان به شكل نو و مدون صورت می گرفت. نخستین آیین نامه كودكستان ها در سال۱۳۱۲ به تصویب شورای عالی فرهنگ رسید. تعداد كودكستان ها در كشور در سال۱۳۲۲، ۷ كودكستان در سال۱۳۳۱، ۷۴ كودكستان و در سال۱۳۵۰ به ۴۳۱ كودكستان رسید. نخستین خانواده هایی كه كودكانشان را به این كودكستان ها می سپردند، خانواده هایی بودند كه سطح سواد و یا نگرش مناسبی نسبت به كودكان داشتند. این روند بسته به معیارهای آموزش همگانی و سطح رفاه عمومی به تدریج شكل می گرفت. با این حال برداشتی كه همواره از كودكستان یا مهدهای كودك در كشور ما وجود داشته است دچار نوعی بد سلیقگی بوده است. عده ای آن را یك بخش غیرضروری قلمداد می كرده اند وعده ای واژه مهدكودك را مترادف محل نگهداری كودكان والدین شاغل تا هنگام پایان كار روزانه آنها قلمداد می كنند. اما حقیقت وجودی چنین مراكزی پیش از آغاز رسمی دوران تحصیلی همگانی به آموزش و پرورش آینده نگر برمی گردد. در حقیقت ۷ سال آغازین دوران كودكی، بزرگترین سرمایه پرورش و شناخت استعدادهای بالقوه آنهاست. حدود ۵۰ درصد از رشد هوش كودكان در ۴سال اول تولد اتفاق می افتد، حدود ۳۰ درصد هم بین ۴ تا ۸ سالگی تكمیل می شود و در فاصله ۸ تا ۱۷ سالگی تنها ۲۰ درصد از رشد هوشی كودكان تحقق پیدا می كند. بنابراین تا سن ۶ سالگی یعنی سن ورود به مدرسه تقریباً دوسوم توانایی هوشی كودكان شكل گرفته است. امكان رشد ذهنی كودكان در این مراكز موجب می شود تا در آینده جایگاه بهتری در جامعه داشته باشند این در حالی است كه برخی صرفه جویی های اقتصادی در این دوره، در درازمدت به صرفه نیست و در آینده به زیان كودكان تمام خواهد شد.
 
ضرورت و چرایی مهدكودك ها، كودكستان و مراكز پیش دبستانی از دیدگاه های نوین آموزشی در جهان است. افسانه ایزدیار كارشناس علوم تربیتی این مسأله را بدین گونه تشریح می كند: «نخست باید دید انسان های موفق چه خصوصیاتی دارند و دوم این كه چگونه می توان این خصوصیات را در افراد دیگر پرورش داد. دیدگاه های جدید آموزشی بر این نكته تأكید دارند كه هر چه سن تقویت این ویژگی ها از سنین پایین تر شروع شود، افراد آینده درخشان تری خواهند داشت. به همین دلیل است كه كشورهای پیشرفته، هر سال سن آموزش و پرورش را پایین تر می آورند. كودكستان ها هم بخشی از محیطی است كه با بازی و آموزش، كودك را آماده پذیرش نقش های بعدی می كنند و از سویی به پرورش استعدادهای نهفته كودكان كمك می كنند. یكی از توصیه های اساسی به خانواده ها این است كه ۷ سال اول زندگی كودكان، سال های سرنوشت ساز و بنیانی رشد شخصیت، یادگیری ها و شناخت استعدادهای آنهاست. بنابراین، از این فرصت برگشت ناپذیر نباید به آسانی گذشت. مغز در این سال ها بیشترین آمادگی برای فراگیری را دارد. بچه ها در این زمان حتی می توانند یك یا ۲ زبان دیگر را فرا گیرند. در دنیای جدید این مسأله مطرح است كه نباید۷ سال از عمر یك فرد را بی هیچ برنامه ای به امان خدا سپرد و بعد درحالی كه از ظرفیت هوش وتوان ذهنی او در سال های پیش هیچ شناختی حاصل نشده، به یك باره او را به دست مدرسه سپرد.»
 
با این حال تنها چیزی بیش از ۱۰درصد كودكان زیر ۶ سال ایران به پیش دبستانی راه پیدا می كنند و این نرخ با ۷۰درصد استانداردهای جهانی در زمینه تحت پوشش قرار گرفتن كودكان در این مراكز، فاصله زیادی دارد با این حال برخی آموزش های همگانی این امیدواری را نشان می دهد كه آموزش پیش دبستانی دیگر واژه ای چندان غریبه به نظر نمی رسد. از سویی با توجه به ضرورت های گفته شده در مورد ضرورت مهدكودك تا پیش دبستانی مسأله دیگری نیز وجوددارد. این كه مراكز فعال موجود تا چه اندازه براساس استانداردهای علمی، فعال و كارا اداره می شوند و آیا از عهده اهمیت موضوع و برآورده شدن هدف های گفته شده برمی آیند؟ خلاصه شدن كاركرد یك مهدكودك در حد نگهداری و مراقبت های اولیه از كودكان، چنین مركزی را از حدود یك مهدكودك استاندارد برای پرورش كودكان خارج می كند. چنان كه دكتر امیر هوشنگ رحمانی روانشناس اشاره می كند: «نخست باید دید مهد كودك چند مربی دارد. آیا مربیان كودكان را دوست دارند و چه اهداف و مقاصدی را برای كودكان در نظر گرفته اند. مرحله بعدی، تحصیلات آموزشی مربیان و همچنین تجربه آموزشی آنان است. مرحله بعدی محیط و جو كلی مهدكودك است. این كه در یك مهد كودك چند كودك وجود دارد. آیا جو مهد كودك آرام به نظر می رسد. سیستم گرمایشی و سرمایشی مناسب دارد و پس از این مسائل، آیا تلاش برای جذابیت بخشیدن به مهد یا آمادگی انجام شده است؟ مسأله مهم دیگر توجه به برنامه آموزش مهدها، نظم، چارچوب ارائه شده و آزادی عمل موجود است. این كه آیا نشانه ای از كار كلاسی و آموزش های مرتبط وجود دارد. آیا از بازی ها و اسباب بازی های تخیلی یا فكری استفاده می كنند و یا این كه هر روز امكان بازی در محیط خارج را پیدا می كنند. مسأله دیگر تجهیزات محیط خارجی مهد كودك یا آمادگی است. نكته منفی در چنین مراكزی، وجود تلویزیون در مهدكودك است. در عوض وسایل ساده موسیقی، نقاشی، بازی با شن، وسایل آب بازی، سالن های نمایش، وسایل ساده كاردستی، بازی با اشیا و رنگ ها قاعده اصلی كار است. میزان استفاده از موسیقی در طول روز و بازی های خواندنی و حركتی نقطه مثبت دیگر است.»
 
نحوه برخورد با كودك در آغاز ورود به مهد كودك، نحوه نگهداری كودك و نحوه برخورد با كودكان زیر ۳ سال ازمهم ترین هاست. نخستین برخوردها یا شیوه معرفی محیط جدید به كودكان نیز می تواند برای همیشه در خاطره كودك باقی بماند و یا این كه اثر ناخوشایندی بر روی نحوه روبه رو شدن با محیط و آموزش های جدید داشته باشد. حتی با توجه به روحیه كودكان توصیه می شود به عنوان نمونه برای بچه های وابسته تر، اندكی زودتر وارد مهدكودك شوند. یعنی به زمان بیشتری برای انطباق نیاز است. در برخی مهدكودك ها مادر اجازه دیدن اتاق كودك در حین بازی كودك را نمی یابد، فقط باید به خود اطمینان بدهد كه همه چیز خوب است و یا به گفته های مربی بسنده كند. پدر حتی اجازه دیدن فضای داخلی مهد را نیز ندارد. پس مهد جایی است كه كودك را تنها در اختیار مربی قرار می دهد. میزان اطلاعات والدین در همین حد است و جایی برای انتقاد یا پیشنهاد وجود ندارد. چنان كه امیر هوشنگ رحمانی می گوید: «حتی در بسیاری از مهدكودك ها، سكوت و رعایت آن به بچه ها یاد داده می شود. برای رعایت سكوت و آرامش، كودكان دست به سینه نشستن و بی تحرك بودن را حتی دركلاس های زیر ۳ سال یاد می گیرند.

گاهی به دلیل كوچكی اتاق و تعداد زیاد بچه ها، هر بچه جای اختصاصی دارد و باید در طول روز در همان محل بنشیند. كودك برای حرف زدن از مربی اجازه می گیرد. گاهی فضای یك اتاق تمام فعالیت روزانه كودكان را به خود اختصاص می دهد. ارائه آموزش های یكسان و انتظارات یكسان از كودكان سبب می شود كودكان نتایج عمل خود را مقایسه كنند وخود به خود احساس حقارت و ناتوانی كنند. از سویی باید نسبت به حس عاطفی كودكان، برای رشد عاطفی آنان برنامه خاصی در نظر گرفته شود. آموزش مستقیم به كودك نیز از دیگر اشتباهات در این سنین است. آموزش باید در میان بازی باشد و كودك به برداشت های غیرمستقیم برسد. چنین ضعف هایی می تواند موجب پرورش كودكانی مجبور، اقتدارپذیر، بدون خلاقیت و تابع شود.»
 
و این تمام مشكلی است كه در سیستم آموزش كشور تا به حال وجود داشته است. رشد كمی حافظه، معلم محوری، عدم اعتماد به نفس، بی توجهی به توانایی های دیگر كودكان و استعدادهای عملی و هوشی آنان مانند یك رشته پیوسته به هم در سیستم آموزشی تا رده های بالاتر ادامه پیدا می كند. اگر در مهد كودك ها، اراده ای برای برنامه ریزی و حذف نكات منفی وجود نداشته باشد، خود به خود هدف اصلی وجود آموزش پیش دبستانی و نقض خواهد شد، خلاقیت، استعداد و استقلال كودكان آسیب می بیند و آنها بدون هیچ گونه برنامه پرورشی و تقویت اراده و نوآوری تنها ساعاتی از عمر خود را در خانه های مهد می گذرانند. هر چند كه به گفته دكتر رحمانی كودكان جدا از مهدكودك ها نیز، در آغوش مادران خانه دار به شیوه كودك محوری بزرگ می شوند و متأسفانه اغلب مسئولیت پذیری و اتحاد، صبوری، همكاری، پذیرش دیگران و احترام به حقوق یكدیگر را نمی آموزند. با این حال معدود مهد كودك هایی نیز هستند كه به مسائل تربیتی و كاركردهای نوین آموزشی و پرورشی آشنا هستند. مهسا چوبینه كار از تجربه خود در یكی از این مهدها می گوید: «كودك در روزهای اولیه و ماه نخست به تدریج از مادر جدا می شد و در عین حال می توانست تمام نقاط مهد را ببیند. كودك می توانست هر جا كه مایل بود را برای بازی انتخاب كند و مادر تا زمانی كه كودك به مربی خود انس بگیرد می توانست در مهد بماند. بچه ها در مهد آزادی عمل داشتند و حتی می توانستند تقاضای محبت بیشتری داشته باشند، می توانستند اسباب بازی كه دوست داشتند را یك روز در هفته به همراه بیاورند. از سویی مربیان مهد آموزش های لازم در مورد كودكان را در حد تخصصی و یا آموزش های مقدماتی داشتند. در حقیقت سعی شده بود تا آنها بچه ها و روحیه آنها، استعدادیابی، نحوه رشد خلاقیت و تخیل با آنها را بدانند.» این همه در حالی است كه هماهنگی و هدفمندی خاصی بین نهادهای درگیر وجود ندارد. بهزیستی، آموزش و پرورش، وزارت كار و همچنین بخش خصوصی هر كدام به طور جداگانه عمل می كنند. از سویی دانش آموختگان رشته های مرتبط با آموزش پیش دبستانی كمتر به تأسیس مهدكودك و كودكستان علاقه مندند. چون حمایت خاصی از متخصصان مرتبط وجود ندارد در حقیقت این كه چند درصد نیروهای فعال درمهدكودك ها آموزش تخصصی دیده اند یا چند درصد مكان های مورد استفاده برای مهد كودك ها از استانداردهای لازم برخوردارند بایستی در صدر اهمیت قرار گیرد و از سویی این كه مردم تا چه اندازه نسبت به كاركرد واقعی مهدكودك ها آگاهی دارند، سوی دیگر این مسأله است. گنجاندن برنامه هایی برای آموزش مهارت های زندگی، شناساندن هنجارها و ارزش های اجتماعی و تمركز بر رشد ذهنی، استفاده از هنر، موسیقی، نقاشی و ورزش تأكید بر جنبه های كیفی وغیرمستقیم آموزشی است.