اخبار مهم
Home / نوزاد / تجربه متفاوت والدین نوزادان نارس
24558_947.jpg

تجربه متفاوت والدین نوزادان نارس

هریس پویا، گروه ترجمه: داشتن بچه نارس اتفاق ناراحت کننده ای است. این اتفاق ترسناک، سخت، ناراحت کننده و آزار دهنده است و هیچکس شایسته چنین تجربه تلخی نیست. ولی پدر و مادر این بچه ها چیزهایی می دانند که بقیه پدر و مادرها نمی دانند. آنها می دانند که حتی به رغم درد و ناراحتی و سختی و اشک ریختن ها و شب های بی خوابی که سپری کرده اند، داشتن یک بچه نارس واقعا چیز شگفت انگیزی است.
مادرانی که بچه های نارس دارند می دانند که از دست دادن رویای یک بارداری سالم، یک شکم بزرگ و داشتن یک بچه تپلی که گریه می کند و تجربه ای که فکر می کردند چه چیزی درانتظار آنهاست، چه معنایی می دهد. آنها معنی ترس و درماندگی و اینکه می خواهند در اوج ناامیدی به بچه هایشان کمک کنند و درد را از آنها دور سازند و آرزوی اینکه ای کاش می توانستند مطمئن باشند که بچه های آنها همراه با خودشان بعد از زایمان به خانه برمی گردند را می دانند. می دانند که تصور آینده خودشان و بچه هایشان چه معنایی می دهد و می دانند که شاید این برایشان حتی از آنچه تصور کرده بودند هم سخت تر است.
اما آنها چیزهای دیگر هم می دانند:
 آنها می دانند که نگاه کردن به یک بچه نحیف و کوچک با آن پوست نازک و چشمهایی که هنوز باز نمی شوند و هنوز به دستگاه ها و سیم های زیادی وصل است، چه معنایی می دهد. با این حال همچنان به آنها عشق می ورزند و صادقانه باور دارند که آنها زیباترین موجوداتی هستند که روز زمین وجود دارند. می دانند معنای یافتن شادی و هیجان در کوچک ترین چیزها چیست. مثل کم کم بالا رفتن وزن بچه یا برای اولین بار لباس تن آنها کردن!
آنها می دانند که نشستن و درآغوش گرفتن بچه برای چند ساعت و شیر دوشیدن با دستگاه حتی اگر از این کار نفرت دارند، چه معنایی می دهد. برای اینکه این یکی از مهم ترین کارهایی است که می توانند برای کمک به بچه هایشان انجام دهند.
آنها می دانند که عشق ورزیدن خیلی زیاد به یک نفر و اینکه حاضر باشند هرچه درتوان دارند برای اینکه آنها بتوانند سالم و خوشحال زندگی کنند، چه معنایی می دهد.
آنها می دانند فهم اینکه سرانجام چه بچه آنها با مشکلات بینایی یا حرکتی یا ناتوانی های دیگر روبرو شود و چه مدت زیادی طول بکشد تا راه برود و یا حتی برای همیشه نتواند راه برود، چه معنایی می دهد. برای اینکه تا وقتی بچه آنها زنده است، پدر و مادرها  به فکر همه چیز خواهند بود.
آنها می دانند وقتی بچه آنها گریه می کند یا فریاد می زند و چیزها را پرت می کند یا جایی می پرد که نباید بپرد، بخشی از وجودشان زمانی را به آنها یادآوری می کند که شش های بچه های آنها به حدی قوی نبود که حتی بتواند گریه کند و آنها اصلا نمی دانستند که آیا روزی بچه شان قادر به فریاد زدن یا بالا و پایین پریدن خواهد بود یا خیر.
آنها می دانند که هرچیزی هرشکلی که باشد، جای جشن گرفتن دارد.
شرایط بچه های نارس متغیر و متفاوت است. خیلی از بچه های نارس مسیر دشوارتری برای زندگی داشته و سخت برای بقا می جنگند. ولی چیزی که پدر و مادرها آنها می دانند و پدر و مادرها و دکترها و پرستارهای دیگر دنیا نمی توانند بفهمند، این است که وقتی به بچه هایشان نگاه می کنند، بچه ها و جنگجوهایی را می بینند که سخت مبارزه کرده و به مشکلات بیشتر از آنچه بتوان تصور کرد، غلبه کرده اند. می دانند که پدر و مادر آنها بودن بهترین و باورنکردنی ترین چیزی است که در زندگی برایشان رخ داده است. داشتن یک بچه نارس شاید یکی از سخت ترین چیزهایی است که در زندگی برای آنها پیش آمده است. ولی می تواند یکی از بهترین اتفاق های زندگی هم باشد.