اخبار مهم
Home / کودک / باران بهانه شعر است، اشعار نوجوانانه
01clip_image001.gif

باران بهانه شعر است، اشعار نوجوانانه

همشهری آنلاین: باران بهانه بود»، بيست شعر نوجوانانه دارد. اما آيا نمره اين كتاب هم به پاي تعداد شعرهايش مي‌رسد؟

   مدتي است كه اسم‌هاي جمله‌اي براي كتاب‌هاي شعر يا داستان زياد شده است و اين كار البته چند حسن دارد، از جمله اينكه شاعر يا نويسنده، كلمه‌هاي بيشتري در اختيار دارد و اگر حوصله كند، مي‌تواند با يك جمله جذاب و متفاوت، عنوان كتابش را انتخاب كند. از طرف ديگر سراغ قالب اسم‌هاي تكراري هم نرفته است. اما، به قول دوستي: «حالا كه نگاه مي‌كنيم همين شيوه انتخاب اسم هم، خودش به تكرار رسيده است؛ طوري‌كه بيشتر شاعران و نويسندگان اسم‌هاي جمله‌اي را بر شكل‌هاي ديگر ترجيح مي‌دهند.» با اين همه، جمله «باران بهانه بود» اسم ساده و مناسبي براي يك مجموعه شعر نوجوان به نظر مي‌رسد.

   پيشنهاد مي‌كنم كتاب را از آخر بخوانيد. آخرين شعر كتاب، كه تازه‌ترين شعر مجموعه هم هست، نوجوانانه‌ترين شعر كتاب است. البته به نظر من! باران بهانه بود، ايجازي قوي دارد و در عين كوتاهي و فشردگي، مضموني عميق را بدون هيچ حرف اضافه‌اي منتقل مي‌كند. احساس لطيف و خوشايندي در اين شعر جاري است. مي‌توان با «من و تو»ي شعر همراه شد و تا انتهاي كوچه شعر رفت:

   «باران/ بهانه بود/ كه تو/ زير چتر من/ تا انتهاي كوچه بيايي/ و دوستي/ مثل گلي/ شكوفه كند/ بر لبانمان

   حتي اگر سخت‌گير نباشيم مي‌توانيم خودمان را به جاي يكي از آنها بگذاريم؛ من يا تو فرقي نمي‌كند. مهم، گل دوستي ا‌ست كه در انتهاي لحظه‌اي كوتاه بر لبانمان شكوفه مي‌كند؛ آن هم زير باران!

   تصويرگر كتاب، علي نامور، دنياي نوجوانان را مي‌شناسد. تصويرهايش به نوجواني نزديك هستند. اين در طرح‌ها و نقش‌ها و انتخاب رنگ‌هايش پيداست. نشر پيدايش هم با شمارگان ۲۱۰۰ نسخه (چقدر كم!) و البته با كيفيت خوب، آن را به چاپ رسانده است. تاريخ سرودن شعرها از مرداد ۷۱ شروع مي‌شود و به ارديبهشت ۸۳ مي‌رسد. بعضي از شعرها انگار براي نوجوان‌هاي زمان خودشان مناسب‌ترند تا نوجوان‌هاي امروز. اين اتفاق در مضمون، زبان و تعبير و تصويرهاي شاعرانه افتاده است. براي نمونه در شعر «دست خالي»، اولين شعر كتاب، اتفاق شاعرانه‌اي رخ نمي‌دهد. مضمون شعر كليشه‌اي و كهنه است. شاعر هم كار تازه‌اي براي آن نكرده است. مثل شعرهاي كودك و نوجوان همان سال‌ها (تاريخ شعر ۱۳۷۱ است) به طور مستقيم به مخاطب گزارش مي‌دهد كه پدري با دست‌ خالي، شرمندة خانواده‌اش است. همين!

   شاعر در باران بهانه بود، از قانوني نانوشته پيروي مي‌كند، او نيز مثل خيلي از شاعران بزرگسال كودكانه‌سرا يا نوجوانانه‌سرا، بچه‌ها را مخاطب درد دل‌هايش قرار مي‌دهد. باز با زباني مستقيم كه ناخودآگاه حرف‌هايش رو و شعاري مي‌شود. در شعر «دنياي نوجواني‌ ما» مي‌خوانيم:

   «بچه‌ها هيچ آرزو نكنيد/ يك زمان- مثل ما- بزرگ شويد/ از بزرگي، شما چه مي‌دانيد؟/ كه اسير هزار گرگ شويد

   شاعر در ادامه اين شعر كمي از نوجواني خودش مي‌گويد و بعد هم  آرزو مي‌كند اي كاش كوچك شود، يا اي كاش در آن روزها مي‌مانديم و… تجربه شخصي شاعر يا خاطره شخصي او، زماني براي مخاطب نوجوان امروز جذاب و دلنشين مي‌شود كه آن را به شكل و زباني عمومي ارائه كند. تنها در اين فضاست كه مخاطب او همزبان و همدل مي‌شود  و از جايگاه خواننده يا شنونده منفعل به مخاطب فعال تبديل مي‌شود، چنانچه در شعر «در شط شعر» اين اتفاق به خوبي مي‌افتد. در شط شعر، از جمله شعرهاي خوب كتاب است و براي كسي كه سلمان هراتي و شعرها و كتاب‌هايش را خوانده، جذاب تر هم مي‌تواند باشد. محقق، اين شعر را براي دوست شاعرش سلمان هراتي گفته است. صميميت اين شعر به دل مي‌نشيند و مخاطب را در احساس لطيفش شريك مي‌كند. اگرچه باز تجربه و خاطره‌اي شخصي، محور اين شعر مي‌شود، اما اين بار  براي مخاطب هم آشناست:

«سلمان! چرا دوباره نمي‌آيي؟/ آيا مرا به ديدن جنگل نمي‌بري؟/ آيا برايم از سبد دوره‌گرد پير/ چيزي نمي‌خري؟/ پس آن تمشك‌ها كه به من قول داده‌اي!/ آن عكس‌ها كه در دل جنگل گرفته‌ايم!…»

   در اينجا، مخاطب مي‌تواند به جاي «سلمان» هر اسم ديگري را بگذارد و شعر را بيان حال خودش بداند.

   تركيب‌ها و تعبيرهاي تازه و زيبايي در بيشتر شعرهاي اين مجموعه ديده مي‌شود، براي نمونه:

   «كلا‌غان ديگر/ چكيدند بر شاخه‌هاي درختان اطراف» [فعل چكيدن به جاي نشستن] «كتاب برگزيده تمام جشنواره‌هاي زندگي» [قرآن]

   «آفتاب/- كه مدير مدرسه‌ست-/ بسته‌اي مداد شمعي كمان/ هديه مي‌دهد به او»
«
سنگ داغي به دست او چسبيد/ گل سرخي ميان دستش كاشت» [نانوايي سنگكي]
باران بهانه بود، بيست شعر نوجوانانه دارد. شايد اگر چند شعر از اين مجموعه حذف مي‌شد، مي‌توانستيم نمره بهتري به آن بدهيم. نمره‌اي كه به تعداد شعرهاي اين مجموعه برسد!