اخبار مهم
Home / زایمان / افسردگی بعد از زايمان، علائم هشداردهنده(۲)
46497_866.jpg

افسردگی بعد از زايمان، علائم هشداردهنده(۲)

تغییرات روحی مادران در دوران بارداری و بعد از زایمان، امری طبیعی است و معمولا به شکل افسردگی در هفته نخست پس از زایمان بروز می‌کند. این تغییرات روحی نتیجه تغییرات هورمونی است که در بدن روی می‌دهد و تقریبا ۸۰ درصد از مادران آن را تجربه می‌کنند. اما بارداری و تولد فرزند در برخی از زنان مشکلات جدی‌تر به همراه دارد. زنانی که دچار افسردگی پس از زایمان می‌شوند، غمگین یا ناراحت نیستند؛ آنها در واقع دچار نوعی بیماری می‌شوند که با احساس شدید غم، درماندگی و ناامیدی همراه است و گاهی احساس تخلیه انرژی، دردهای شدید فیزیکی، بی‌اشتهایی شدید و مشکل بدخوابی را ایجاد می‌کند. در مطلب قبل درباره علائم افسردگی مربوط به بارداری یا پس از زایمان توضیحاتی آورده شد، در ادامه به راهکارهای درمانی می پردازیم:

افسردگی در میان والدین جوان‌تر شایع‌تر است
پدر و مادرهای زیادی در طول سال‌های نخستین پس از تولد فرزندشان دچار افسردگی می‌شوند و این خطر در سال‌ اول بیشتر تهدیدشان می‌کند. گروهی از پژوهشگران روی ۸۶۹۵۷ خانواده که بین سال‌های ۲۰۰۷- ۱۹۹۳ به کلینیک‌های روانی مراجعه کرده بودند، تحقیقاتی انجام دادند تا به میزان افسردگی در میان والدین پی ببرند. آنها دریافتند پیش از یک سوم مادران و یک پنجم پدران در سال‌های اول پس از تولد فرزندشان دچار افسردگی شده‌اند. به طور کلی ۵/۷ درصد مادران و ۵/۲ درصد پدران به افسردگی دچار بودند؛ اما افسردگی مادران در سال اول بعد از تولد فرندشان ۹/۱۳ درصد و در میان پدران ۵/۳ درصد بود.

این مسأله مربوط به تغییر برنامه خواب، کم‌خوابی، افزایش نیازهای مادی و عدم توانایی برای برطرف کردن آنها، تغییر مسوولیت‌ها و سرد شدن روابط زوج‌ها با یکدیگر است. البته افسردگی معمولا در افرادی بروز می‌کند که به طور ژنتیکی مستعد آن هستند. علاوه بر آن، پدر و مادرهایی که در سنین پایین (۲۴- ۱۵ سالگی) صاحب فرزند می‌شوند و افرادی که به نحوی از اجتماع دور هستند نیز بیشتر در معرض خطر بیماری افسردگی بعد از تولد فرزند قرار دارند.

روانشناسان می‌گویند ارتباط نزدیکی بین افسردگی و محرومیت‌های اقتصادی و اجتماعی وجود دارد. استرس فقر و تهیدستی، بیکاری، کارهای سطح پایین با منزلت اجتماعی کم و درآمد بسیار پایین و عدم حمایت نزدیکان به این مسأله دامن می‌زند. ضمنا پدر و مادرهای جوان‌تر از آنجایی که آمادگی کمتری برای درک موقعیت تازه خود دارند و هیچ برنامه‌ای برای بارداری و بچه‌دار شدن نداشتند و علاوه بر آن توانایی و قدرت کمتری برای مقابله با استرس‌ها و نگرانی‌های خاص پدر و مادر شدن دارند، بیشتر به افسردگی دچار می‌شوند. در بیماری افسردگی غیر از کمک‌هایی که اطرافیان و پزشک معالج به فرد بیمار می‌کند، کمک خود بیمار به درمان بیماریش نیز بسیار مؤثر است. فردی که احساس می‌کند دچار افسردگی شده بهتر است در مورد افکار و احساسات خود کمی کنکاش کند.

مثلا از خود بپرسد:
در زندگی چه چیزهایی دارم که به خاطرشان باید شکرگزار خدا باشم؟
در زندگی چه چیزهایی را از دست داده‌ام که مرا ناراحت می‌کند؟
از زندگی چه چیزی می‌خواهم؟

و بعد به این سؤالات پاسخ دهد. با تشخیص موانعی که سد راه رضایت و خوشحالی در زندگی می‌شوند، راحت‌تر می‌توان با افسردگی مقابله کرد. باید از قدم‌های کوچک‌تر شروع کرد. ساعات بیشتری را به خود اختصاص دهید و البته هرگز از کودک خود غافل نشوید. در این مورد می‌توانید از پدر و مادرهای سالم الگو بگیرید و با آگاهی از اینکه افسردگی یک بیماری قابل درمان است، موانع را یکی یکی از سر راه خود بردارید تا در انجام مسوولیت جدید موفق‌تر باشید.

علائم هشداردهنده افسردگی بعد از زایمان عبارتند از:
زودرنجی، کج‌خلقی و خشم  گریه کردن   احساس عدم توانایی برای مقابله با مسائل  نگرانی‌های بی‌جا و بی‌مورد در مورد چیزهایی که اصلا فرد را تهدید نمی‌کنند و به او آسیبی نمی‌رسانند.   ترس از اینکه فرد (مادر جدید) با فرزندش تنها بماند و کسی او را حمایت نکند   احساسات غیرقابل کنترل و وحشت و اضطراب  ترس‌های خردکننده، مثل ترس از مرگ  خواب‌های وحشتناک از آسیب رساندن فرد به نوزادش  بدخوابی و حتی بی‌خوابی  احساس خستگی و بی‌حالی مفرط  بی‌علاقگی به همه‌چیز و یا برعکس، نظافت و پاکیزگی بیش از اندازه اشیای پیرامون عدم تمرکز فکر و احساس گیجی  افزایش یا کاهش شدید وزن  عدم احساس لذت از انجام کارهایی که پیش از آن لذت‌بخش بود و حتی بی‌میلی جنسی  احساس گناه از اینکه به اندازه کافی برای فرزندش مادر خوبی نیست.

بهترین راه برای درمان این نوع افسردگی، مراجعه به متخصص است؛ اما خودتان نیز می‌توانید به درمان بیماری‌تان کمک و یا از پیشرفت آن جلوگیری کنید؛ مثلا:
به چیزهای مثبت زندگی‌تان فکر کنید؛ هر چقدر هم که سخت باشد.  مسائل خود را با همسرتان و یا کسی که از همه به شما نزدیک‌تر است، در میان بگذارید.  زمان بیشتری را به استراحت و به دست آوردن آرامش اختصاص دهید.  افکار خود را رها کنید.  خوب بخورید  زمانی را به سرگرمی و تفریح خود اختصاص دهید.   سعی کنید بیشتر دوستان خود را ببینید؛ حتی به اندازه نوشیدن یک فنجان چای یا قهوه.   خود را درگیر موقعیت‌های استرس‌زا نکنید.  در نوشیدن چای، قهوه و نوشابه‌ها زیاده‌روی نکنید، زیرا خواب شما را به هم می‌زنند.  در مورد خودتان و همسرتان بیش از اندازه سختگیری نکنید.